يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )

7

مجموعه مصنفات شيخ اشراق

همه يكى باشند « 1 » و اين محالست . و فرق به چيزى بايد « 2 » وراى « 3 » آنكه شركت دروست و اجسام همه چون « 4 » در جسمى مشاركند و ز « 5 » فرق چاره نيست ، پس فرق بصفات باشد . و صفات را فرق يا بحقيقت « 6 » باشد هم چون سياهى و سپيدى ، و يا بمحلّ باشد هم چون دو سياهى ، كه فرق ميان ايشان بدان باشد كه هر يكى را محلّى « 7 » ديگر باشد . و اگر هر دو را « 8 » محلّ يكى باشد « 9 » ، دو سواد را فرق ميان ايشان به زمان باشد ، يكى در زمانى باشد و ديگرى در زمان ديگر ، و اگر هر دو در يك محلّ و « 10 » در يك زمان جمع شوند ، پس هر دو يكى باشند و اين محالست . و از اينجا معلوم شد كه دو مثل در يك محلّ در يك زمان « 11 » جمع نشوند « 12 » . ( 9 ) و بدان كه « 13 » صفت از محلّى بمحلّى نقل نكند ، كه اگر « 14 » حركت پذيرد بنفس خويش مستقبل « 15 » شود بجهات ، و هر چه شش جهت دارد سه بعدش لازم آيد : طول و عرض و عمق ، پس صفت جسم باشد و اين محالست . و چون تواند بود كه جسمى در جسمى بكلّى شايع و ملاقى شود كه اين تداخل باشد و استحالتش ظاهر است ؟ و بدان كه صفات بسيار « 16 » تواند بودن « 17 » كه آن را « 18 » يك محلّ بود ، هم چون زردى « 19 » و شيرينى عسل ، الا در صفاتى كه اضداد « 20 » باشند يا نزديك بضدّ . ( 10 ) و بدان كه بعضى از مردم حكم كردند كه هر جسمى پاره

--> ( 1 ) باشند : باشد SH ( 2 ) بايد : باشد SH ( 3 ) وراى : - F ( 4 ) همه چون : چون همه SH ( 5 ) ز : از SH ( 6 ) بحقيقت : حقيقت F ( 7 ) محلى : فعلى F ( 8 ) هر دو را : - SH : ( 9 ) يكى باشد : يكى بود S , - H ( 10 ) محل و : محل F ( 11 ) يك زمان : - SH ( 12 ) نشوند : + و بدان كه صفت از محل در يك زمان جمع نشود F ( 13 ) و بدان كه : بدان كه SH ( 14 ) كه اگر : و اگر F ( 15 ) مستقبل : مستقل TSH ( 16 ) صفات بسيار : صفت بسيار را SH ( 17 ) بودن : بود SH ( 18 ) آن را : - SH ( 19 ) زردى : + زر F ( 20 ) اضداد : ضد SH